لزوم محدود کردن استفاده از گوشی هوشمند در زندگی

گوشی هوشمند

پاپ و علوم اعصاب بر این نکته توافق دارند که لازم است در استفاده از گوشی هوشمند محدودیت‌هایی لحاظ شود. ما در دوره‌ای به سر می‌بریم که تکنولوژی نه فقط بر روی میزهای غذاخوری، بلکه در تمام گوشه و کنار زندگی ما ریشه دوانده است. این روزها به سختی می‌توان خانواده‌هایی را یافت که همگی دور یک میز جمع شده و وعده‌ی غذایی خود را در کانون گرم خانواده‌شان میل کنند.

خانواده‌هایی که برای صرف غذا به سختی دور یک میز جمع می‌شوند و به جای هم صحبت شدن با هم به صفحه‌ی تلوزیون و یا موبایل خود خیره می‌شوند را به سختی می‌توان خانواده نام نهاد. وقتی کودکان غرق استفاده از تبلت‌های خود هستند و توجه‌ای به حرف‌های والدین ندارند باید از نفوذ تکنولوژی نگران بود.

ما در سنین ابتدایی زندگی خانوادگی خود درباره والدین و خواهران و برادران خود چیزهایی آموختیم که ارزش شکرگذاری دارد. ما از پدر و مادر خود آموختیم که لذت‌ها و نعمت‌های زندگی را بین یکدیگر به اشتراک بگذاریم.

میز شام می‌تواند یک فرصت مناسب برای هم صحبت شدن و ارتباطات اعضای خانواده باشد. کودکان صحبت کردن، ابراز احساسات و مدیریت آن را از خانواده یاد می‌گیرند. آن‌ها به والدینشان که در حین صحبت با یکدیگرند نگاه می‌کنند و نحوه ارتباط برقرار کردن را می‌آموزند؛ حال اگر این اتفاقات نیوفتد کودکان نقطه عطف مهمی را در زندگی از دست می‌دهند.

از سوی دیگر، آیا فکر کرده‌اید که خودتان چطور می‌توانید به فرزندتان توجه بیشتری داشته باشید؟ آیا فکر می‌کنید لایک کردن پست‌های او و یا فرستادن توییت به او به معنی توجه به اوست؟ این طرز تفکر را فراموش کنید. آن‌ها لایق چیزهایی بیش از این هستند.

زندگی امروز ما نیازمند توجه بیشتری است. حال آنکه نوتیفیکیشن‌های مختلف مانع این توجه می‌شود. آلارم‌های رنگارنگ از گجت‌های مختلف باعث شده که تمرکز خود را نسبت به آنچه لایق توجه است از دست بدهیم؛ حال آن فرزندان و همسر ما باشند یا درس و تکالیف ما و یا وظایف شغلی ما. آیا شما یک بندباز را دیده‌اید که در حین بندبازی گوشی تلفن خود را در جیب داشته باشد؟ آیا دیده‌اید که ساعتی به دست داشته باشد؟ فکر می‌کنید چرا او اینگونه است؟ احتمالاً چون در حین هنرنمایی خود نیاز به تمرکز دارد و نمی‌خواهد ابزارهایی مانند آنچه گفته شده تمرکزش را به هم بریزند.

حال از شما می‌پرسم، آخرین باری که به چهره‌ی پدر و مادر خود نگاه کردید و نگرانی را در چهره‌ی آن‌ها دیدید کی بود؟ آخرین باری که غرق نگاه فرزندتان شدید و به ناراحتی او پی بردید چه زمانی بود؟  آیا این اواخر متوجه گذر عمر در چهره‌ی والدینتان شده‌اید؟

منبع

minifeed-ad

نظر شما چیست؟