فصل آخر پرندگان مازندران نزدیک است

پرندگان

هر ساله با فرا رسیدن فصل سرما، پرندگان از سراسر دنیا، مهاجرت خود را آغاز می‌کنند تا به مناطق معتدل‌تر آمده و نیمی از سال را در آنجا بگذرانند، جفتگیری کنند و به ازدیاد نسل بپردازند. در این میان مازندران یکی از ایستگاه‌های پرندگان مهاجر است.

در فصل پاییز و زمستان می‌توان انواع لکلک‌، قو، اردک و غاز و دیگر پرندگان را در تالاب‌ها و شالیزار‌های این استان مشاهده کرد. این در حالیست که همزمان با این اتفاق، عده‌ای از شکارچیان با پهن کردن تورهای هوایی و دام‌های خود به صید این پرندگان می‌پردازند. اما آنچه نگران کننده است صید بی‌رویه و بدون مجوز این پرندگان است.

شاید در ابتدا مسئله‌ی ساده‌ای بنظر برسد؛ اما این اتفاق باعث شده که نسل این پرندگان به خطر انقراض کشیده شود. دام‌های غیر استاندارد، شکار به تعداد بیش از حد مجاز و عدم نظارت بر کار شکارچیان شرایط را سخت‌تر نیز می‌کند.

بسیاری از این پرندگان برای مصرف گوشتشان شکار می‌شوند در حالی که تعدادی هم به صورت زنده به فروش می‌رسند،‌ آن هم در شرایطی که آسیب دیدگی‌های جدی دارند و مشخص نیست تا چند روز یا چند هفته می‌توانند زنده بمانند. از دلایل این آسیب دیدگی‌ها می‌توان به زخم‌هایی که از به دام افتادن در تور حاصل می‌شود، و یا حمل و نقل غیر استاندارد پرندگان اشاره کرد. پرندگانی که آنقدر در این تورها گیر کرده‌اند طعمه‌ای راحت برای پرندگان شکاری بنظر می‌رسند، به این ترتیب پرندگان شکاری نیز در این تورها اسیر می‌شوند.

وقتی از صیادان در این زمینه سؤال می‌شود، پاسخ آن‌ها چیزی نیست جز اینکه

صید پرندگان مهاجر نسل‌هاست که توسط پدران ما انجام می‌شود و این کار لطمه‌ای به ادامه حیات گونه‌ی آن‌ها نمی‌زند. ما نه تنها به روند مهاجرت آن‌ها خللی وارد نمی‌کنیم بلکه با تغذیه و مراقبت از آن‌ها کمکشان نیز می‌کنیم.

اما واقعیت چیز دیگریست. در دیگر کشورهای دنیا از این مهاجرت‌ها به عنوان عاملی برای جذب گردشگر استفاده می‌کنند و قشر وسیعی از جامعه در کنار سلامت این مهاجران، سود می‌برند در حالی که در کشور ما، فقط عده‌ی خاصی از این مهاجرت سود خواهند برند؛ اندک شکارچیانی که این پرندگان را حق آب و اژدادی خود می‌دانند. این در حالیست که بسیاری از پرندگانی که به صورت زنده خرید و فروش می‌شوند به دست باغ‌های پرندگان استان می‌رسند. درب اکثر این باغ‌های پرندگان به روی عموم بسته است؛ در حالی که فلسفه وجودی باغ پرندگان چیز دیگریست. آن‌ها وظیفه دارند با نمایش جلوه‌های طبیعت حس مسئولیت و حمایت از طبیعت را به عموم مردم انتقال دهند.  آن دسته از باغ‌هایی هم که برای بازدید عموم بلیط می‌فروشند، با توجه به سرمایه هنگفتی که برای برپایی آن هزینه شده و حاشیه سود پایینی که دارند آن هم اگر داشته باشند، این شک را به وجود می‌آورند که آیا باغ‌های پرندگان موجود در استان سرپوشی است برای خرید و فروش غیر قانونی پرندگان؟

آیا می‌دانید که باغ‌های پرندگان و باغ وحش‌ها فقط یکبار حق خرید گونه‌های حیوانی و پرندگان را دارند؟ بعد از آن باید از همان گونه‌ی در دسترس نسل‌کِشی کنند تا نیازهایشان را برآورده سازند. این کار توجه و مراقبت نسبت به پرندگان را می‌طلبد. حال وقتی اشخاصی در پشت پرده، به خرید و فروش پرندگان زنده می‌پردازند، آیا باغ پرندگانی مانند باغ پرندگان اصفهان و تهران، هزینه‌ و توجهی را برای مراقبت و نگهداری از پرندگان موجود می‌کند؟ آیا برای آن‌ها راحت‌تر نیست که بعد از از دست رفتن یک پرنده، پرنده‌ی جدیدی را جایگذین کنند؟ شاید به همین دلیل است که تعداد انواع مختلف پرندگان در باغ‌های پرندگان مازندران همواره در حال کاهش و افزایش است، آن هم در بازه زمانی کوتاه مدت. به جز خرید و فروش، چه اتفاقی در این باغ‌ها صورت می‌پذیرد؟

پرندگان

در این میان هستند سازمان‌ها و کمپین‌های مستقلی که سعی دارند، به این پرندگان کمک کنند؛ آن‌ها را خریده، مداوا کرده و مجدداً آزاد می‌کنند. اما این حمایت‌ها نیازمند توجه مسئولین محیط زیست است که در این مورد کمترین تلاشی از آن‌ها نمی‌بینیم. مستند «زمستان، فصل آخر» یک مستند بلند است که تلاش‌های جوانی به نام محمدعلی الله قلی را برای حمایت از این پرندگان مهاجر به تصویر کشده است، که دیدن آن باعث می‌شود متوجه عمق فاجعه شویم.

اگر کمی اندیشه کنیم، میبینیم که این پرندگان در فصل سرما هزاران کیلومتر را بال می‌زنند، با شرایط مختلف جوی روبرو می‌شوند، آلودگی‌های هوایی را پشت سر می‌گذارند تا به شمال کشور ما برسند، در شالیزارهای شمال از آفات تغذیه کرده و زمین را کودیزه می‌کنند و خاک را برای کشت محصول برنج حاصلخیز می‌سازند. به همین دلیل است که برنج شمال و مخصوصاً شهر فریدونکنار تا این حد اعلا است.

اما در مقابل ما چه می‌کنیم؟ با دام‌های گسترانده در تالاب‌ها به استقبال مهاجرت آنان می‌رویم، هر ساله با انواع سموم و کودهای شیمیایی سعی بر این داریم که از شالیزارها برنج بیشتری کشت کنیم. محصولی که در نهایت غیر ارگانیک خواهد بود. بی دلیل نیست که بیشترین آمار سرطان دستگاه گوارش در بین مردمان شمال کشور است. از طرف دیگر، پرندگان مهاجر نیز از گیاهانی تغذیه خواهند داشت که مملو از اثرات شیمیایی است، و در نهایت این ما هستیم که این پرندگان را شکار کرده و از گوشت آن‌ها استفاده می‌کنیم. نتایج منفی تمام این تلاش‌های ما هم به ضرر زمین است، هم به ضرر پرندگان و در نهایت گریبان گیر خود ما نیز می‌شود؛ چرا که سلامت خود را به خطر انداخته‌ایم. سؤالی که مطرح می‌شود این است که «آیا ارزشش را دارد؟»

minifeed-ad

نظر شما چیست؟