آیا نیاز دارید روی همه‌چیز کنترل داشته باشید؟

کنترل

بسیاری از ما دوست داریم، یا به عبارت بهتر نیاز داریم احساس کنیم همه‌چیز تحت کنترل است و روی چگونگی روند اوضاع کنترل داشته باشیم. جزئیات مربوط به سفرمان را کنترل کنیم، رفتار بچه‌ها دقیقا آنی باشد که می‌خواهیم، پروژه‌ی کاری‌مان دقیقا طبق برنامه‌ای که چیده‌ایم پیش برود!

با این حال اکثر مواقع ما نمی‌توانیم همه‌چیز را پیرامون خودمان کنترل کنیم همین ناتوانی در کنترل موجب اضطراب و کاهش عملکرد بهینه می‌گردد.

به عبارت دیگر، بسیار کم اتفاق می‌افتد که همه چیز آن جوری پیش برود که ما می‌خواستیم. ممکن است در نگاه اول فکر کنید روی مسائل کنترل دارید، اما اگر بیشتر به آن فکر کنید، چند بار پیش آمده است همه چیز به آن صورتی پیش برود که عینا شما می‌خواستید؟

با وجود همه‌ی برنامه‌ریزی‌ها زندگی ما همواره سرشار از اتفاقات پیش‌بینی نشده است. ممکن است تمام صبح برنامه‌ریزی کرده باشید که از ساعت به عنوان مثال ۵ عصر تا ۹ شب، کتاب بخوانید، روی پروژه‌تان کار کنید، طراحی کنید، و در حالی که با انگیزه‌ی بالایی مشغول کار هستید، ساعت ۶ مهمان ناخوانده‌ای از سر برسد و تمام معادلاتتان را بر هم بزند. یا هنگامی که برای سفر آخر هفته نقشه کشیده‌اید یک سرماخوردگی نابهنگام شما را روانه‌ی تخت‌خواب کند.

یک مساله‌ی دیگر اینکه، تحقیقات متعدد در روانشناسی نشان داده است که وقتی بخواهیم اوضاع را کاملا کنترل کنیم، اضطراب بیشتری را تجربه می‌کنیم و سطح شادکامی و رضایت، حتی در صورتی که بتوانیم کار را مطابق انتظار پیش ببریم، پایین‌تر می‌آید و فرد آرامش کمتری را تجربه می‌کند و این ناآرامی را به دیگران نیز منتقل می‌کند.

چه باید کرد؟

اینکه بخواهیم نیاز به کنترل را کنترل کنیم چندان ساده به نظر نمی‌رسد. پس چه کار می‌شود کرد؟ در ابتدا باید از این نیاز به کنترل آگاه باشیم و در قدم بعدی اجازه بدهیم این تمایل در ما جاری شود. کاری انجام ندهیم، تنها به تماشای این تمایل بنشینیم. اجازه دهیم این تمایل به کنترل را تجربه، لمس و احساس کنیم. انجام این کار را به صورت دستوری به خودتان‌ نگویید، چرا که سطح اضطراب شما را بیشتر می‌کند. می‌توانید آن را بدین صورت در نظر بگیرید که می‌خواهید به خودتان کمک کنید احساس بهتری داشته باشید و خود را از الزامات نجات دهید.

کنترل

پس از این مرحله‌ی نظاره‌گر بودن، به لحظه‌ی جاری برگردید، این بار به جای تمرکز بر روند کار و نتیجه‌ی آن، تمرکزتان را بر روی عواطفتان هنگام انجام کار، زیبایی محیط اطراف بگذارید و به عبارت بهتر، به جای اینکه در لحظه‌ی بعدی و بعدی سر کنید، در لحظه‌ی جاری تمام و کمال حضور داشته باشید. به عنوان مثال فرض کنید قرار است یک مقاله را تا شب تایپ کنید، اما به خودتان گفته‌اید باید حتما آن را تا ساعت ۶ تمام کنم. حال به جای فکر کردن به ساعت ۶ و افزایش دادن اضطرابتان، روی صدای کلیدها هنگام تایپ، میزانی که تا کنون تایپ کرده‌اید، متمرکز کنید. اجازه ندهید ساعت ۶ ساعت ۴ شما را خراب کند!

البته این کار به این راحتی نیست. در واقع گفتنش آسان‌تر از عمل به آن است و نیاز به تمرین زیادی دارد.

گاهی باید اجازه داد به جای کنترل وقایع، تنها اتفاق بیفتند. همیشه باید چیزهایی که از کنترل ما خارج‌اند را نیز در نظر داشت و بدانیم وقایع گاه کاملا غیرقابل پیش‌بینی هستند.

بدون کنترل کردن نیز می‌توان کارها را پیش برد و نیز آرامش و شادکامی بیشتری را به ذهنتان هدیه بدهید.

 

منبع

minifeed-ad

نظر شما چیست؟