تفاوت‌های یک رهبر در مقابل یک مدیر

رهبر

تفاوت زیادی بین مدیر بودن و رهبر بودن وجود دارد. شما می‌توانید بدون اینکه مدیریت کنید یک رهبر باشید، اما نمی‌توانید یک مدیر باشید بدون اینکه مثل یک رهبر عمل نکنید، در غیر این صورت باعث شکست خودتان و تیم‌تان می‌شوید. مدیریت قابل تدریس شدن است، اما رهبری کیفیتی است که مانند یک پروسه طبیعی در طول زمان توسعه پیدا می‌کند.

در اینجا مقایسه‌ای داریم بین مدیران و رهبران. حدس می‌زنید شما جز کدام دسته باشید؟

مدیران امر و نهی می‌کنند؛ رهبران به دغدغه‌های تیم گوش می‌کنند.
بیشتر مدیران در دستور دادن به زیر دستان خود لحظه‌ای درنگ نمی‌کنند. آن‌ها بر این باورند مهمترین وظیفه‌شان صحبت کردن با کارمندان و ارائه خواسته‌هایشان به آن‌هاست. در حالی که یک رهبر به دنبال یک رابطه دو سویه است تا کارمندان را نیز در تصمیم‌گیری‌ها شریک کند. او به نگرانی‌های کارمندان توجه دارند. از دیدگاه او اجازه دادن به افراد برای اینکه صدایی داشته باشند هرچند ضعیف، راهی‌ست برای افزایش روحیه و انگیزش بیشتر.

مدیران بدون تعلل دست رد به سینه کارمند میزند؛ رهبران به صورت سازنده انتقاد می‌کنند.
بیشتر مدیران در مواجه با کسانی که وظایف خود را به درستی انجام نداده‌اند جبهه تهاجمی دارند؛ اسم آن‌ها را صدا می‌زنند و اشتباهاش را مانند پتک بر سرش می‌کوبند؛ حتی در بسیاری مواقع در مقابل دیگر همکارانش. چرا که بر این باورند این درس عبرتی برای دیگران خواهد بود. رهبران اما در این مواقع میل به انتقاد سازنده دارند. آن‌ها مشکل را برای کارمندشان توضیح می‌دهد، بازخوردهای ضروری را به او ارائه می‌دهند و حق بحث و دفاع از موقعیتش را به او می‌دهند.

من شخصاً ترجیح می‌دهم مدیرم در فهم مشکل به من کمک کند تا در مقابل بتوانم در حل آن به او کمک کنم؛ تا آنکه مجبور شوم در بین دیگر همکارانم برای توجیه کارِ خود به او دروغ بگویم.

مدیران زیر دست دارند؛ رهبران دنبال کننده.
مدیران دوست دارند با استفاده از قدرت خود اعمال نفوذ کنند. برای آن‌ها خوشایند است که فرهنگ ترس از مدیر بالادستی را در بین کارمندان جا بیندازند.  شما می‌دانید که وقتی یک مدیر را در بیرون از اتاقش می‌توانید ببینید که با لیستی از کارهایی که باید انجام شود به سراغ‌تان می‌آیند. اما رهبران مانند قهرمان‌هایی هستند که شما با افتخار به دنبال آنها پا به میدان نبرد می‌گذارید. یک رهبران به صورت مداوم در شرکت حضور دارد و علاقه واقعی به کارهای داخلی تیمش دارد.

وقتی تغییرات سازمانی در شرکت رخ می‌دهد، کارمندان رهبر خود را دنبال می‌کنند و ریسک‌های این تغییر را به هر قیمتی می‌خرند؛ زیرا به رهبر خود ایمان دارند و می‌دانند او در جهت پیشرفت تیم و رسیدن به اهداف شرکت قدم بر می‌دارد. در مقابل مدیران اعمال تغییرات را برای کارمندان سخت‌ می‌کنند. آن‌ها شعارهای شرکت را فریاد می‌زنند در حالی که از پاسخ دادن به سؤال‌های دشوار شانه خالی می‌کنند. نتیجه این خواهد شد که اعتماد کارمندان به مدیرشان کمتر و کمتر می‌شود.

«اگر می‌خواهید سریع حرکت کنید تنها بروید؛ اگر می‌خواهید تا دور دست قدم بگذارید با هم بروید.»

نقل قول بالا یک ضرب المثل از بومیان آفریقاست که هر رهبر و مدیری باید هر روز آن را با خود تکرار کند.

مدیران اغلب جاه طلبی‌های بزرگ در سر دارند. میخواهند شرکتشان نردبان ترقی را به سرعت طی کنند بدون اینکه توجهی به افراد پیرامون خود داشته باشند. اما رهبران واقعی درک می‌کنند که موفقیت یک تیم زمان می‌برد. آنها تأکید دارند که تمام افراد باید با هم به قله‌ پیروزی برسند، نه آنکه یکی از آنها برای فتح قله این مسیر را با سرعت و جلوتر از بقیه اعضا طی کند.

شاید بعضی از افراد به شدت با نظر من مخالف باشند و این مخالفت ایرادی ندارد. آنچه گفته شد را به عنوان نظر نگارنده این نوشته بخوانید. بنظر من تعریف ارائه شده از رهبر در این نوشته، شخصی است که من میل به پیروی از او دارم؛ او شخصی است که من الگوی خود قرار می‌دهم تا شبیه به او باشم. حال شما نیز می‌توانید با خود انتخاب کنید که یک مدیر باشید یا یک رهبر. شخصی که علاقه دارد پله‌های ترقی را به سرعت و تنها طی کند یا کسی که علاوه بر موفقیت خود، به موفقیت افراد اطراف خود هم توجه دارد؟ مهم این است که بتوانید در زندگی شخصی و شغلی خود مواقعی که نیاز به رهبری است را تشخیص داده و خود را در موقعیتی قرار دهید که برای کمک به حل مشکلات دیگران هر آنچه از دستتان بر می‌آید انجام دهید.

منبع

minifeed-ad

نظر شما چیست؟

  • سهراب ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ , ۰:۳۲ ق٫ظ

    خیلی متن خوبی بود، هم انگیزه بهم داد هم رٓوِش! مرسی از سایت خوبتون ??

    • آرش منطقی ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ , ۱:۴۲ ق٫ظ

      خوشحالیم که برای شما مفید واقع شد.

  • علی ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ , ۹:۲۷ ق٫ظ

    یه مطلب خوب و جالب…ممنون.امیدوارم ادامه داشته باشه…

    • آرش منطقی ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ , ۱:۴۳ ق٫ظ

      انشاالله ادامه‌دار خواهد بود.