به جای «حسش نیست» چه می‌توانیم بگوییم؟

خلق

احتمالا برایتان زیاد پیش آمده است که خلق و حال و هوایتان تعیین کند آیا کاری را که قرار است و به خودتان قول داده‌اید را انجام دهید یا نه. این اختیار دادن به تعیین‌کننده بودن خلق و حال و هوا معمولا باعث به تعویق افتادن کارها می‌شود.

خلق یک شاخص ضعیف برای تعیین کردن اینکه اکنون می‌بایست چه کار انجام دهید به شمار می‌آید.

این مثال‌ها را در نظر بگیرید:

  • می‌خواهید یک کتاب بنویسید، تصمیم گرفته‌اید هر روز صبح نوشتن را دنبال کنید. هنگامی که صبح می‌شود و موقع نوشتن فرا می‌رسد، احساس می‌کنید دوست دارید به جای نوشتن، سایت موردعلاقه‌تان را چک کنید و حس و حال نوشتن را ندارید. همین می‌شود که نوشتن را کنار می‌گذارید. همه به تعویق انداختن‌ها به همین صورت گریبان‌گیرمان می‌شود.
  • به خودتان می‌گویید می‌خواهید امروز بیرون بروید و به کارهایتان برسید… اما هنگام بیرون رفتن احساس می‌کنید خسته‌اید. پس تصمیم می‌گیرید بیرون رفتن را بی‌خیال شده و آن را به فردا موکول می‌کنید.
  • در نظر دارید امروز به مدیتیشن بپردازید، اما در عوض حواستان به موبایلتان پرت می‌شود. همیشه حوصله دارید گوشی‌تان را چک کنید، اما به ندرت پیش می‌آید حوصله داشته باشید به مدیتیشن بپردازید.
  • یک برنامه غذایی سالم برای خودتان تدارک دیده‌اید، اما بعد از ظهر که می‌شود هوس یک غذای حاضری به دلتان می‌افتد. چه اتفاقی می‌افتد؟ مقداری چیپس و شیرینی می‌خورید چون احساس کردید باید بخورید. شما معمولا سبزیجات که هوس نمی‌کنید، اما همیشه برای خوردن چیزهای سرخ‌کردنی، خوش‌نمک، چرب یا شیرین آماده‌اید.

اجازه دادن به خلق و حال و هوایمان تا به ما دیکته کند چه کار کنیم منجر به به تعویق افتادن متوالی کارهایمان، حواس‌پرتی، ورزش نکردن، غذا خوردن ناسالم، و عادات نادرست می‌شود.

چه باید کرد؟
بهتر است به جای خلق و حال و حوصله، برای تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کاری انجام دهیم چیز دیگری را جایگزین کنیم. خوب است که فکر کنیم گرچه حوصله‌ی انجام این کار را ندارم، اما چیزی است که واقعا می‌خواهم انجام دهم، یا انجام این کار برای من خوب و مفید و لازم است، یا انجامش به دیگری یاری می‌رساند. پس، به خلق و خوی خود گوش ندهید و اجازه ندهید گفتن «حسش نیست» تعیین کند شما چه کار کنید.

هنگامی که زمان عمل رسید، به جای گفتن جملاتی که خلق‌تان به شما می‌گوید مثل «حسش نیست»، «الان حوصله ندارم باشه بعد» و چیزهایی از این دست، می‌توانید این‌ها را به خودتان بگویید:

۱. این کار در برنامه من است، باید آن را انجام دهم.

۲. من ِ گذشته از من ِ امروز خواسته که این کار را انجام دهم و من ِ آینده بابت انجامش از من ِ امروز سپاس‌گذار خواهد شد. بنابراین، پیش به سوی انجامش.

۳. هنگام شروع احساس خوبی داشتم. همه کاری که باید انجام دهم این است که یک بخش کوچک کار را از سر بگیرم.

۴. نیازی نیست مجددا درباره انجام یا عدم انجام این کار فکر کنم یا تصمیمی در موردش بگیرم، قبلا یک بار تصمیم گرفته‌ام و همان کافی است.

۵. این یک عمل دلسوزانه برای خودم است، یک حرکت به سمت دوست داشتن خودم، پس انجامش بدهم.

۶. من این کار را برای دیگری انجام می‌دهم، با انجامش فرد دیگری خوشحال خواهد شد، کمک کردن من به دیگران دنیا را به جای بهتری تبدیل می‌کند.

۷. بله، هر بار به خودتان بگویید «فقط همین یک بار» از مسیر دورتر خواهید شد. اجازه ندهید در این تله قدیمی گیر بیفتید.

۸. وقتش رسیده است که که مانند یک حرفه‌ای عمل کنم.

بهترین نویسندگان، بهترین ورزشکاران، بهترین کارآفرینان… هیچ‌یک از این‌ها کارشان را تنها زمانی که حوصله‌ی آن را داشتند انجام نداده‌اند. آن‌ها هر روز و هر روز برای کار کردن و پیش بردن اهدافشان حاضر هستند. این راهی است که از حالا به بعد می‌بایست برای عملی کردن تصمیم‌هایتان در پیش بگیرید. طبق برنامه پیش بروید و کارهایتان را انجام دهید.

 

منبع

minifeed-ad

نظر شما چیست؟