یک ذهن خلاق

brain

به راستی چه چیزی در مغز انسان در جریان است هنگامیکه در حالت خلاقانه خود به سر می‌برد؟ به غیر از داشتن یک حالت روانی مشخص چه بخش‌هایی از مغز در زمان خیال‌پردازی و خلق یک اثر به کمک او می‌آید؟چطور می‌توان گفت ذهنی خلاق است؟ در واقع سه شبکه‌ی ارتباطی اصلی در رابطه با خلاقیت وجود دارد :

شبکه‌ی حالت پیش‌فرض‌: که به عنوان شبکه‌ی تخیل نیز شناخته می‌شود و بخشی از مغز می‌باشد که مسئول واقعیت مجازی ما است‌، به این معنی که افکار پوچ و فکر کردن راجع‌به سناریوهایی از گذشته یا احتمالاتی از آینده در آن می‌گذرد، به بیان ساده‌تر فیلم‌هایی که از ذهن ما عبور می‌کنند.
شبکه‌ی توجه اجرایی‌: زمانی که بیش از حد به یک موضوع توجه و تمرکز می‌شود این قسمت از مغز وارد بازی می‌شود. این شبکه در حل مسائلی که به تمرکز احتیاج دارد به انسان یاری می‌رساند و البته می‌توان گفت که افرادی که مبتلا به ADHD‌(نقص کم‌توجهی) می‌باشند از اختلال در این قسمت از مغز رنج می‌برند.
شبکه‌ی اهمیت‌: رویدادها و حوادث داخلی و خارجی را فیلتر می‌کند و تعیین می کند که چه چیزی مهم است و البته در مورد راه‌حل مربوط به مسئله تصمیم‌گیری می‌کند. این قسمت همچنین شامل قشر dACC و AI می‌باشد که AI به شما می‌گوید که بر روی چه چیزی تمرکز کنید و ذهن شما را نسبت به آن مسئله بیدار نگه می‌دارد.

هنگامی‌که این فشارها یا نیروهای محرک با هم ترکیب می‌شوند‌، به طور آزادانه با شبکه‌ی تخیل ارتباط برقرار می‌کنند و با تمرکز بر روی شبکه‌ی توجه‌ی اجرایی‌، یک ایده‌‌ی مناسب تعین می‌شود و اینجاست که با استفاده از شبکه‌ی اهمیت به مسئله‌ی موردنظر فوکوس و کار انجام می‌شود.

Frank X. Barron بر روی اشخاص خلاق مطالعه‌ای انجام داد، به این صورت که گروهی از آنها را در خانه‌ای متروکه قرار دادند تا دنیای اطراف خود را بسازند. برخی از آنها بیشتر میل به ساختی اصیل داشتند‌، گروهی با فرهنگ بیشتر سعی در ساخت بنا کردند، گروهی مخرب و گروهی سازنده‌تر و البته گروهی در دسته دیوانه‌ها و برخی دارای عقلی سلیم‌تر بودند. این نتایج مشاهداتی از پنجاه سال پیش بود که البته با علم مدرن نیز دارای ارزش و اعتبار است.

اگر ما پر از تناقضات هستیم پس می‌توانیم از تمرکز به سمت خیال پردازی  و از درون‌گرایی به برون‌گرایی برویم، شاید به این دلیل است که مغز ما مدام در حال سوئیچ از یک شبکه به شبکه‌ای دیگر است. ما می‌توانیم به حوزه‌های مختلف از خلق‌و‌خو‌، حافظه‌، مهارت‌های فنی‌، و سطوح مختلف از مهارت‌ها دسترسی پیدا کنیم.

با وجود تحقیقات جالب و جذاب در علوم اعصاب و خلاقیت، ماهیت واقعی حالاتی مانند عاشق شدن به مانند یک راز زیبا باقی خواهد ماند، به این خاطر که ما نمی توانیم به طور دقیق این حالات را اندازه‌گیری کنیم. شاید بتوانیم تا حدودی فعالیت‌های درونی ذهن خلاق را درک کنیم‌، اما اعتراف می‌کنیم که خیلی از آنها فراتر از محدوده‌ی اندازه‌گیری می‌باشند.

منبع

minifeed-ad

نظر شما چیست؟